به گزارش خبرگزاری مهر، ریاضیدانان آمریکایی، اروپایی، استرالیایی و آمریکای جنوبی به سرپرستی محققان دانشگاه واشنگتن در سیتال موفق شدند با کمک یک تکنیک ضرب اعداد بزرگ و ابررایانه SAGE به سه میلیارد و 148 میلیون و 379 هزار و 694 عدد جدید متجانس (هم ارز) کوچکتر از یک هزار میلیارد دست پیدا کنند.
مدیر موسسه ریاضی آمریکا در این خصوص اظهار داشت: "مسائل قدیمی مثل این بسیار دور از دسترس به نظر می رسند اما برای انجام تحقیقات بزرگ بسیار جالب هستند چرا که ریاضیدانان را به توسعه متدهای جدید برای حل آنها وادار می کند."
مسئله اعداد متجانس (اعداد هم ارز) برای اولین بار در حدود هزار سال قبل توسط یک ریاضیدان ایرانی به نام محمدبن حسن کرجی (953 تا 1029 میلادی) مطرح شد. این دانشمند مساحتی از مثلثهای مربعی را پیشنهاد داد که اضلاع آن اعداد صحیح هستند. مساحت این مثلث یک عدد متجانس است.
برای مثال مثلت مربعی با اضلاع 3-4-5 مساحتی برابر با 6 دارد و به همین دلیل عدد 6 یک عدد متجانس است.
کوچکترین عدد متجانس 5 است که مساحت یک مثلث مربعی با اضلاع 2/3 ، 3/20 و 6/41 است. اعداد متجانس بعدی برابر با 5، 6، 7، 13، 14، 15، 20 و 21 است. بسیاری از اعداد متجانس تاکنون هرگز محاسبه نشده اند.
بعدها یک ریاضیدان یونانی به نام دیوفانت با استفاده از یک ترجمه عربی از کار کرجی ریاضیدان ایرانی فرمول یک مسئله مشابه را ارائه کرد.
در سال 1225 فیبوناچی، ریاضیدان ایتالیایی نشان داد که 5 و 7 اعداد متجانس هستند. پس از وی فرمات در سال 1659 نشان داد که عدد یک نیز متجانس است و تنها در سال 1915 بود که اعداد متجانس کوچکتر از 100 شناسایی شدند.
در سال 1989 کشف شد که اعداد متجانس کوچکتر از هزار نیز وجود دارند اما هرگز حل نشدند.
براساس گزارش Genetic Engineering News، اکنون این دانشمندان موفق شدند با کمک این ابررایانه سه میلیارد و 148 میلیون و 379 هزار و 694 عدد جدید متجانس (هم ارز) کوچکتر از یک هزار میلیارد را پیدا کنند.
مهر نيوز
توماس ادیسون؛ میلیونری که از هیچ شروع کرد
دوران کودکی
توماس ادیسون در سال 1847 در میلان ، Ohio متولد شد . تام در كودگی نتوانست مانند دیگر بچه ها در مدرسه موفق باشد . مادرش تصمیم گرفت او را در خانه تحت تعلیم قرار دهد، تعداد زیادی كتاب به او داد تا مطالعه كند . تام پسری كنجكاو بود . همیشه علاقه داشت كه بفهمد كه چیزهای اطرافش چگونه عمل می كنند .
دوست داشت كه بتواند كاری كند كه آنها بهتر عمل كنند . مادرش به وی اجازه داد تا لابراتواری در خانه برایش درست شود تا او بتواند آزمایشات خود را انجام دهد. در هنگام جوانی تام آزمایشگاهی از خودش درست كرد جایی كه می توانست ایده ها و نظریاتش را آزمایش كند .
دوران جوانی
پس از دست فروشی و کارهای مانند این در دوران نوجوانی وی در سال 1862م. بر حسب اتفاق با تلگراف که در آن زمان وسیله نوظهوری بود آشنا شد و با وجود کمشنوایی چندی بعد توانست در اداره راهآهن بهعنوان تلگرافچی شغلی برای خود بیابد و با تمرین زیاد یکی از چابک دستترین مأموران تلگراف در آمریکا شود.
ادیسون هنگامی که فقط بیست و یک سال داشت، اولین اختراع خود را که یک دستگاه الکتریکی شمارش آراء بود عرضه کرد. آن دستگاه فروش نرفت و او تصمیم گرفت که دیگر تا احتیاج و تقاضای عامه ایجاب نکند به فکر اختراع دیگری نیافتد .
در سال 1869 م. ادیسون که اداره راهآهن را ترک کرده بود، بهعنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسه صرافی بزرگ در نیویورک در آمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور میرسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ میکرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در شهر نیوآرک ایالت نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانه? پیشرفته? نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد.
مهم ترین اختراعات
گرامافون
از قدیم الایام، داشتن وسیلهای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بوده است. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتینویل فرانسوی (1857 م.) و دیگران تحقیقاتی کرده و گامهایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاههای آنها عملا ً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده از بین میرفت.
در سال 1877 م. ادیسون موفق به ساخت وسیلهای شد که واقعاً کار میکرد؛ یعنی میتوانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانهای فلزی بود با یک دسته گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را میچرخاند و درون بوق صحبت میکرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقه نازک حلبی ِدور استوانه خراشهایی میافتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را بهچرخش در آورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب میشد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفتانگیز مینمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامهها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (1887 م.) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانه مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانیتبار با تبدیل استوانه مومی به صفحه پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.
لامپ الکتریکی
سابقه سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم میرسد. در سال 1854 م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور میداد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (1875م.) و جوزف سووان (1878 م.) مدلهای دیگر چراغهای ا لکتریکی را ارائه کردند.
کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصه? جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانه? بازارکرده بود که نمونهای از آن به دست ادیسون رسید (1878 م.). دستگاه والیس تشکیل میشد از چارچوبی با یک حباب و دو میله? فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود .عبور جریان برق از میلهها باعث میشد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود. این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغالهایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پیبرده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال ماده? مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.
پس از یک سال تلاش بیوقفه و آزمایش صدها ماده گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالیشده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده است.
او از روزنامهنگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب 31 دسامبر 1879 م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطه منلو پارک و جاده منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظره لامپهای نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشه خود را برای تأسیس یک کارخانه بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایهداران حاضر روبرو شد.
فلوروسکوپ(Fluoroscopy)
ادیسون کسی بود که توانست این دستگاه را که کاربرد فراوانی در پزشکی دارد و عکس های رادیوگرافی بوسیله آن گرفته می شود را اختراع کند. وی این تکنولوژی را بر ساس کشفی که توسط رونتگن که در آن از صفحات نمایش باریم استفاده می شد که نتیجه آن عکس های غیر واضح بود اختراع کرد با این تفاوت که ادیسون از تنگستن کلسیم استفاده می کرد. اساس کار ادیسون امروز نیز مورد استفاده دانشمندان قرار می گیرد.
آخرین اختراع
در 3 ژانویه 1931م. ادیسون درخواستنامه ثبت آخرین اختراع خود «وسیله نگهدارنده اشیاء هنگام آبکاری» را به ادارهاختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ در اواخر همان سال در سن 84 سالگی درگذشت.
تهیه شده توسط : محمدصادق ابراهیمی منبع :تبیان
من نخواهم گفت هزار بار شکست خوردم...
خواهم گفت هزار راه شکست را کشف کردم .
"توماس ادیسون"

می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت انیشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !
آقای " انیشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !
ادامه مطلب
ادامه مطلب






